پدر

پدر یعنی: اون کسی که هنگام تراشیدن موی کودک مبتلا به سرطانش گریه ی فرزندش رو دید ماشین رو داد دستش درحالی که چشمانش پر از گریه بود گفت: حالا تو موهای منو بتراش.

پدر یعنی: کسی که ” نمی توانم” را زیاد در چشمش دیدیم ولی هرگز از زبانش نشنیدیم.

پدر یعنی: اونی که  طعم پدر داشتنو نچشید اما واسه خیلی ها پدری کرد.

پدر یعنی: اونی که کف تموم شهرو جارو میزنه که زن و بچه اش کف خونه کسی رو جارو نزنه.

پدر یعنی:اونی که هروقت می گفت “درست می شه” تمام نگرانی هایمان به یک باره رنگ می باخت.

پدر یعنی: اونی که وقتی پشت سرش از پله ها میای پایین و می بینی چقدر آهسته می ره ، می فهمی پیر شده!
وقتی داره صورتش رو اصلاح می کنه و دستش می لرزه ، می فهمی پیر شده !
وقتی بعد غذا یه مشت دارو می خوره ، می فهمی چقدر درد داره اما هیچی نمی گه… و وقتی می فهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت می خواد بمیری.

خورشید هر روز دیرتر از پدرم بیدار می شود اما زودتر از او به خانه بر می گردد.

/ 2 نظر / 37 بازدید
الی

پدر برای من هم خیلی معنی ها داره اما در یه جمله پدر یعنی عزیزترین کسی که لحظه لحظه حضورش تو زندگیمو با هیچی تو دنیا عوض نمی کنم

پریشادخت

پدر یعنی: اونی که طعم پدر داشتنو نچشید اما واسه خیلی ها پدری کرد.